تبليغاتX
مستانه‌ها
ادبیات و فرهنگ
ایاز خون سیاوشان

جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد

که‌ کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

حافظ

بانو جان!

ایامی‌سخت، سنگین و نفس گیر در روح و روانم منجمد گشته‌است. گاهی نفس سنگین ثانیه‌ای دوار، لاکپشت وار بر ریل نازک قلبم می‌گذرد و خراشی از هویت درد به‌ یادگار می‌گذارد. گاهی سایه‌ی سبک حشره‌ای تنها، چیدمان هستی‌ام را بر هم می‌زند. گاهی هق هق خواب‌هایم از تاریکترین وجودم تا صبح صادق گریه‌‌ امتداد می‌یابد. گاهی سایه‌ام سیگاری می‌گیراند و انزوایم را چراغانی می‌کند. گاهی خستگی خواب زده‌ می‌شود و خواب برآشفته‌ی جهان را استفراغ می‌کند. گاهی تنهایی، چشم های کاترین را آبی تر نقاشی می‌کند شاید که‌ تاریکی انگشتانت را سیاه روشن نماید. گاهی دور می‌شوم، دور، دورتر تا به‌ انحنای درون‌ برسم. گاهی حتی به‌ تمامیت تو می‌اندیشم و اندیشیدن به‌ تو چه‌ ایامی ‌سخت، سنگین و نفس گیر است...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/11/26ساعت 19:56  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

ایاز خون سیاوشان

دوستان و یاران باوفای رنسانس نیوز! 

پس از وقفه‌ای نه‌چندان طولانی، دوباره‌ به‌ خلواتسرا و خانه‌های شما برگشته‌ایم. تا درتعهد و  وفای به‌ عهد خویش _ که‌ همانا در کنار شما بودن است_  را با‌ عزمی راسخ و عشقی سرشار نشان داده‌ باشیم. تا دوباره‌ و در کنار هم در جهانی سرشار از بودنهای متفاوت، گفته‌ باشیم: ما نیز هستیم و خواهیم بود. تا با شما و در کنار شما بر پایبندی پرینسیپها و پارامترهای مدیای مدرن، نو اندیش و ترقی خواه، اصرار ورزیده‌ و در راستای نهادینه‌ کردن ارزشهای انسان محور و انسان باور قدمی برداشته‌ باشیم. تا با شما و همگام با شما آینه‌ای شفاف، روشن و تابناکی باشیم برای بازتاب خلاقیتها، نوآوریها و آنالیز کردن واقعیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/11/26ساعت 19:50  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

حضور غیبت سنگین بانو

ایاز خون سیاوشان

بانو!

انگاری تهی شده‌ام از کلماتی که‌ باید از جایی، نقطه‌ای و دریچه‌ای پرتاب می کردند هستی ام را در بیکرانگی دستانت.انگاری گم شده‌ام از تمام چیزهایی که‌ روزی، روزگاری سایه‌ی صبور چشمانت بودند. انگاری به‌ حاشیه‌ آمده‌ است صدای گیتار ، این هارمونی گم شدن. این شباهت غریب چیزی شبیه‌ حرمت اشراقی تو.....

به‌ سواحل متن رسیدم. چه‌ آن هنگام صلابت سنگین ساده‌گی را به‌ دوش کشیدم چه‌ آن هنگام در بستر شب به‌ خزان نشستم و چه‌ آن هنگام در حریر صدای کایا به‌ خواب رفتم...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/9/5ساعت 15:55  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

 

و فاصله‌ فرهنگ چشمانت را تعبیر کرد

ایاز خون سیاوشان

1

کنار پنجره‌ ،

ایستاده‌ تنها                                                                                                               

زنی مواج .                                                                                             

به‌ بازوان دریایی شب می اندیشد!

2

" به‌ اندیشیدن خطر مکن"

زنده‌گی را زنده‌گی کن

و کلیشه‌ را ...                                                                   

مرگ ،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/9/5ساعت 2:3  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

غیر ما کیست حرف ما شنود         

گفتگوی زبان لال خودیم ( بیدل)

 

ایاز خون سیاوشان

بانو!

این روزها کمی خسته‌ام، کمی دلگیرم، کمی نگرانم، کمی دلهره‌ دارم، کمی بی تابم، این روزها  انگاری کمی خودم نیستم. راستی کجاست آن ناآشنای من ؟

نمی دانم چرا هی حرف و شکایت من یک جایی ، یک نقطه‌ای باید به‌ اینجا برسم _ به‌ چیزی شبیه‌ این لحظه‌_   لحظه‌ای که‌ نیست، نبوده‌ است شاید...

میخواستم ماه را بر‌ تاریکی  زخمها بنشانم ، نشد. میخواستم نفسی تازه‌ بر کالبد شکسته‌ی عشق بدمانم، نشد. میخواستم روح انزوا را تفسیری دگر گونه‌ ببخشایم ، نشد. میخواستم در بزرگی دیگران سهیم باشم، نشد!! _ به‌ جز یکی دو چهره‌ همه‌ کوتوله‌ بودند _  میخواستم تمامیت خویش را ببخشایم به‌ دختران نگون بخت، بیوه‌های جوان، زنهای ارضا نشده‌ از کام هستی ، نشد. میخواستم آزاد مردی باشم در پهنه‌ی گیتی و سرود آزادی سر دهم ، نشد. میخواستم خواهرانم را بگویم که‌ بهار را می شود با جوهر لیمو سر کشید ، نشد. میخواستم جهان آدمیت را بسرایم ، نشد. میخواستم آدمی باشم ، نشد!! میخواستم ، میخواستم بانو! باور کن!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/6/1ساعت 1:52  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

 

ادامه‌ی نامه‌ها

ایاز خون سیاوشان

دیر آمدی ... درست!

پرستار پروانه‌ و ارغوان بوده‌ای، درست!

مراقب خواناترین ترانه‌ از هق هق گریه‌ بوده‌ای، درست!

رازدار آواز اهل باران بوده‌ای، درست!

خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده‌ای، درست!

اما از من و این اندوه پر سینه‌ بی خبر، چرا؟ (سید علی صالحی)

 

1_ از دوران کودکی خویش ، چیز خاص و قابل عرضه‌ای ندارم جز اندوه، انزوا ، تبعیض ، نابرابری و پر پر شدن خوابهای کودکانه‌ای‌ که‌ هرگز نداشته‌ام.

به‌ آن هنگام که‌ اشیاء ، عناصر و فاصله‌ها را از هم تفکیک کردم، خود را در میان خانواده‌ای شلوغ ، مذهبی ، ارزشگرا و تا حدودی خود بزرگ بین یافتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/5/14ساعت 23:48  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

 

برای تو که‌ این همه‌ زنده‌گی هستی

ایاز خون سیاوشان

در عسرت یکشنبه‌ای

که‌ بهار بوی کهنگی می دهد

سخاوت چشمانت

مادرم را ورق زد .

و قدم زدن  در پوسیده‌گی سالیان

آنجا که‌ پاسوورد  دستانت را

گم کرده‌ بودم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/5/10ساعت 1:12  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

 

 

اعضای محترم کانون نویسندگان کردستان ایران!

ادیبان، شاعران، نویسندگان و روشنفکران عزیز!

انجمنها و نهادهای فرهنگی، ادبی و هنری کردستان و ایران!

انجمن محترم جهانی قلم!

 

به استحضار میرساند آخرین جلسات هیئت مو سس و اعضای "کانون نویسندگان کردستان ایران" در ماههای نوامبر و دسامبر 2008 برگزار گردید و در ارتباط با کار و فعالیت کانون ، تصمیمات مهمی اتخاذ شده و به تصویب رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/1/16ساعت 21:16  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

 

ایاز خون سیاوشان

 

پشت انتزاع

گذشتن

در رؤیای این کیبورد

تا مکان را شهوتی کودکانه‌

در برهوت زمان.

و عشق

سمفونی مجازی ،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/1/16ساعت 21:13  توسط ایاز خون سیاوشان   | 

نخستین سمینار شعر غربت در اسلو پایتخت نروژ

 

تاریخ 2008 / 09  19 ( روز جهانی ادبیات ) درشهر اسلو پایتخت نروژ، با همکاری کانون نوسندگان کردستان ، کانون نوسندگان نروژ و سازمان _ جهان بزرگ_   سمیناری را برای شاعران غربت نشین برگذار نمود. سمینار از ساعت 3 بعد از ظهر تا 5 ادامه‌ داشت. شاعران شرکت کننده‌ در این همایش عبارت بودند از حشمت اله‌ شفیعیان شاعر نامدار لرستان ، ایاز خون سیاوشان ، خانم لیلا سیمایی و حسین حیدری (کردستان ایران) وهمچنین عماد زنگنه‌_ سیاروژ _ از کردستان عراق.

گردانندگان برنامه‌ آقایان آزاد رستمی_ عضو هیات مدیره‌ی کانون نوسندگان کردستان _ و محمد عربی بودند. آقای رستمی ضمن خیر مقدم مهمانان، در سخنان کوتاهی از همکاری و کار مشترک کانون نویسندگان کردستان باکانو‌ن نویسندگان نروژ و سایر ارگانهای فرهنگی این کشور خبر داد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/10/11ساعت 11:6  توسط ایاز خون سیاوشان   |