تبليغاتX
مستانه‌ها - قدم زدن در چهار راه یکشنبه‌
ادبیات و فرهنگ
 

 

برای تو که‌ این همه‌ زنده‌گی هستی

ایاز خون سیاوشان

قدم زدن در چهار راه یکشنبه‌! 

 

در عسرت یکشنبه‌ای

که‌ بهار بوی کهنگی می دهد

سخاوت چشمانت

مادرم را ورق زد .

و قدم زدن  در پوسیده‌گی سالیان

آنجا که‌ پاسوورد  دستانت را

گم کرده‌ بودم.

 

***

 

دلتنگی  یکشنبه‌ها را

فراری نخواهم داد

چرا که‌ تمامیت بودن

در اکنون به‌ ریزش در می آید

و بزرگ خواهم شد

در قدم زدن های کودکانه‌ با تو.

 

***

 

عریان ، عریان

همچون دریاچه‌ای

تنهاییمان را ترور می نمود!

و زنده‌گی در یکشنبه‌ منجمد نمی شود

و بهار نیز ...

من دیگر گم نخواهم شد شاید.... !!

 

 

2009. 5. 3

برگن

+ نوشته شده در  2009/5/10ساعت 1:12  توسط ایاز خونسیاوشان   |